معتقدم تمدن غرب (به معنای متداول)، پس از رنسانس، بر پایه "غفلت" شکل یافت، رشد نمود و شاخ و برگ گرفت. غفلت، ذاتی این تمدن و ملازم تمام اجزاء آن است. هیچ ساحتی را نمی توانیم بیابیم که فاقد این موهبت! باشد و از این منظر، هر آنچه فزاینده "غفلت" باشد، لذیذ تر و مطلوب تر است.
نیز غفلت، در مصادیق مختلفی ظهور می یابد که گاه بسیار روشن و گاه ناپیدا و مکتوم است و چه بسا کسانی که ساده لوح اند و مراتب خفی آنرا نمی بینند و تنها، چشم بر ظواهر دلفریب آن دارند.
"غفلت" از چه!؟ برای چه!؟ و چگونه!؟...
اینها مسائلی است که ان شاء الله در فرصت مناسب بدان خواهم پرداخت لکن مقصودم از این مقدمه آن بود که "پروژه فوتبال" را نیز جزئی از همان "پروژه غفلت" ببینیم.
...
فوتبال، بخش مهمی از آن برنامه ایست که غرب بشدت آن را دنبال میکند، گلوبالیزاسیون...
جهانی سازی غربی، با ظرافت تمام، کلیه وجوه زندگی بشری را به رنگ غربی می آراید! و شیوه های زندگی مردم جهان را آنگونه که می خواهند تغییر میدهد.
... و البته یکی از مؤثرترین ابزارها برای نیل به این مقصود، استفاده از ورزش بمعنای عام، و فوتبال بعنوان محبوب ترین ورزش، بصورت خاص است.
میل مردم به فوتبال، ناشی از همان "غفلت" ایست که ملازم آن است و می تواند 90 دقیقه چشم میلیونها نفر را به خود و هیجانات کاذب خود جلب کند و با ستاندن عقل از کف انسان، دردها و مشکلات او را به فراموشی سپارد.
چه بسیار طرفدارانی که در سراسر جهان بخاطر آن و در درگیریهای پیش و پس از بازی جان خود را از دست میدهند و چه بسیار خسارات مادی که متحمل می شوند و چه ناراحتی های جمعی و گریه هایی که برای باختن در مستطیل سبز بوقوع می پیوندد و چه بسیار افرادی که از فرط ناراحتی و یا خوشحالی، قلبشان از کار می ایستد و مرگ را برای فوتبال تجربه میکنند!
آیا یک ورزش صرف می تواند ارزشی چنین داشته باشد!؟
بررسی خواهیم کرد...
...
« فوتبال یک ورزش کثیف است...»
این جمله ایست که بارها شنیده ایم و بسیاری از کسانی که خودشان صاحب منصب و موقعیت ممتازی در آن هستند، نیز اینگونه می گویند.
همه میدانند که امروز فوتبال، پیوند عمیقی با پول دارد. انسانها در فوتبال قیمت دارند و هر انسانی در فوتبال بسته به موقعیتش، مقدار معینی می ارزد!
البته قیمت انسانها در این ورزش، تنها قیمت خوبی بازیگری آنها نیست. چهره و طرز زندگی و بسیاری دیگر از فاکتورهای از منظر ما بی ارتباط، دخالت فراوانی در مبلغ! دارند. نظیر آنچه درباره دیوید بکام، بازیکن انگلیسی رئال مادرید میدانیم!
سرمایه داران متمول در کسوت رؤسای باشگاهها و یا سهامداران عمده آنها، به خرید و فروش انسانها مبادرت میکنند و کسی نظیر آبراهاموویچ، مالک میلیاردر روسی باشگاه چلسی، در عرض دو سال، قریب به پانصد میلیون دلار صرف خرید بازیکنان گرانقیمت میکند و اتفاقا موفق هم می شود!
الکس فرگوسن مربی منچستر یونایتد به طعنه در این باره میگوید:
"من تا پیش از این می گفتم که فوتبال را نمی شود با پول خرید و اما پس از این اتفاقات فهمیدم که قهرمانی و موفقیت در فوتبال، با پول قابل دستیابی است!"...
از دیگر سو، اسطوره های فوتبال، غالبا کسانی بوده که در زندگی، انسانهایی شرور و بی مسؤولیت و بد اخلاق و شهوتران و فحاش و لاابالی هستند.
داستان زندگی دیگو مارادونا، پائولو دی کانیو، اریک کانتونا، پل گاسگوین، وین رونی، رونالو و دیوید بکام و ... گواهی بر این مدعاست.
همچنین آمیخته شدن این رذایل با پول، راه را برای "تجارت" در فوتبال هموار کرد و چه بسیار کودکان فقیری که در کشورهای آفریقایی و آسیایی، بعنوان برده های فوتبالی، بصورت قانونی و یا غیرقانونی ربوده و در مدارس فوتبال اروپایی برای "ستاره" شدن آماده شدند!
شرکتهای بزرگ چند ملیتی و غولهای سرمایه داری جهان، پا به عرصه این ورزش جذاب گذاشتند و در سایه تشکیلات قدرتمندی بنام "فیفا"، به مکیدن هر چه بیشتر شیره جان مردم عاشق! فوتبال پرداختند.
رسوایی اخیر مشهورترین لیگ فوتبال جهان (ایتالیا) و مسؤولین رده بالای بسیاری از تیمها و داوران و بازیکنان و ... یک خبر تکان دهنده بود.
اگر کسی قبل از این به خود بنده هم چنین خبرهایی می داد، او را فردی دارای "توهم توطئه" می دانستم.
لکن آنچه اتفاق افتاد، نشان داد که فساد حاکم بر فوتبال تا چه حد می تواند گسترده باشد.
...
پس چگونه است که یک ورزش کثیف، با اسطوره هایی کثیف و با بازیگردانانی کثیف تر و گستره ای که حتی سرسخت ترین هوادارانش به "کثافت" بودن آن اقرار میکنند، اینگونه مورد توجه مردم است و بسیاری حاضرند جانشان را نیز به پای اسطوره های خود بگذارند!؟
صف طویل کسانی که پشت درب بیمارستان حاضر بودند تا قلبشان را برای "مارادونا" بدهند برای چه بود!؟
به نظر من، وقتی اسطوره های حقیقی از زندگی مردم حذف شدند و فضیلت و اخلاق و ایمان و تعهد، جای خویش را به "حیوانیت" داد، دیگر هیچ عجیب نیست که "مسخ" شدن انسانها را ببینیم.
اسطوره های حقیقی بشر، در زندگی امروز، جایشان را به کثیف ترین انسانها داده اند.
مایکل جکسون و مارادونا و دیوید بکام و... اسطوره های مردمی هستند که مسخ شده اند.
شعار "دوران اسطوره ها به پایان رسید"، برای حذف کردن حکیمان و عالمان و متعهدان از عرصه زندگی بشر امروز بود و پس از آن، نوبت به کثافاتی رسید که بر مسند بنشینند و فرمانروایی کنند.
این تراژدی، آنگاه با نفرت می آمیزد که بدانیم بیشترین طرفداران فوتبال از اقشار ضعیف جوامع هستند و هزینه های مادی و معنوی آن بر گرده همینهاست، در حالیکه بیشترین سود این "تجارت بزرگ" را کسانی می برند که در پشت پرده، چرتکه بدستشان است و البته گاهی فیس و افاده های طرفداری فوتبال را هم چاشنی کار می کنند، مخصوصا اگر جلوی دوربین ها باشد!
...
لذاست که بنده معتقدم...
فوتبال امروز، بارقه ای است از دنیای مدرن و مشتی است نمونه خروار آن.
فوتبال، آینه ای است که تمام داشته ها و نداشته های دنیای مدرن را می نمایاند و نگاه آسیب شناختی، از این منظر میتواند ما را به برخورد صحیح با این پدیده رهنمون سازد.
اصلا معتقد نیستم که این "کثافت"، ذاتی فوتبال، بعنوان یک ورزش است. بلکه مقصود آنست که بگوییم اینها عوارض این ورزش است.
"فوتبال، بما هو فوتبال"!، و بعنوان یک ورزش، نه تنها کثیف نیست، بلکه بسیار مفید نیز هست، لکن در صورتیکه حیطه آن دقیقا تعریف شده و مشخص باشد.
فلسفه ورزش، در دنیای امروز فراموش شده است و از منظر عوام و بازیگران آن،"برد و باخت" بعنوان غایت الغایات مطرح است و تا چنین است و سیاستمداران و دیگر صحنه گردانان ورزش، اینچنین به تخدیر اذهان ملل مشغولند و قریب به اتفاق مردم هم چشم بسته، تسلیم آنهایند، وضع همین است که هست.
"فوتبال" برای مردم امروز یک "بازی" است و موجب "غفلت"، ( بعنوان یک غایت ارزشمند برای بشر)، و برای صحنه گردانان آن، یک تجارت پر سود و بی نظیر و برای سیاستمداران، وسیله ای است برای تخدیر اذهان ملتشان...
پس من و شما از جیب خود هزینه می کنیم تا جیب سرمایه داران بزرگتر شود و کرسی قدرت سیاستمداران محکمتر شود و بازیکنان به پول بیشتری برسند و خودمان هم دلمان خوش باشد که بیست و دو نفر، طی 90 دقیقه چه بلایی بر سر یک توپ گرد می آورند.
تازه، روزها و شاید ماهها و سالها هم، درباره رد شدن یا نشدن توپ از خط دروازه بحث و مجادله می کنیم و در صورت امکان دعوا و فحش و ناسزا، به داور و بازیکن حریف و بازیکن ضعیف خودمان و خواهر و مادر همه دست اندرکاران و ... هم حواله می کنیم.
.........................................
پی نگاشت:
میدانم که اینچنین گفتن، وقتی مطبوعات و رادیو و تلویزیون و اینترنت و بسیاری از مردم و مسوولین و ... در "فوتبال" غرقند، کسر شأن روشنفکری و انتلکتوئل بازی است، لکن این "درد" را به کجا ببریم وقتی همه با این "بازی" خوشند!؟
"دنیای مدرن" است دیگر، مقتضیات خاص خودش را هم دارد...

