تبليغاتX
دیار شهود

Image and video hosting by TinyPic

  شهد «شهود» را جز آنان که با « منطق جنون » می زیند، نمی چشند و هر که اذن دخول به حریم این حرم خواند، لاجرم، قدم در « وادی طوی» خواهد نهاد و امر « فاخلع نعلیک » میشنود، یاران! مهیا باشید که زین پس تا « او » راهی نیست...

 

 

 

توجه بفرماييد:

 

"...ظاهري که هم دل و هم عقل شما را راضي مي کند.

فضايي بزرگ در قالبي جمع و جور، و زيبايي در کنار راحتي...

خلاصه، کلاس A  انتخابي است با احساس، که منطق هم آنرا تاييد مي کند(!)

يک هدف را نبايد فراموش کرد: لذت بردن از رانندگي...(!)

در گذشته هدف، رسيدن به مقصد بود ولي امروز طريقه رسيدن نيز بسيار مهم مي باشد. در کلاس A ، هر چه براي راحتي شما لازم است فراهم آمده است..."

...

جملات فوق يک مقاله فلسفي نيست!، قسمتي از يک بروشور تبليغاتي شرکت "مرسدس بنز" است که چندي است وارداتش به ايران آزاد شده و در خيابانهاي شمال شهر بوفور يافت مي شود.

بر روي ميز يک بنگاه معاملات اتومبيل آنرا ديدم و متن زيبايش! را يادداشت کردم.

.............................................................................................................

 

 

در دنياي مدرن، هر آنچه موجب افزايش "سود" شود ممدوح است و مطلوب. غايت، نيل به حداکثر "سود" و "لذت" است و راه رسيدن به آنها، اصلا مهم نيست.

اگر سخن از عقل هم مي رانند، منظورشان عقلي است که نيل به اين غايات را از ساده ترين طرق، تضمين مي کند.

عقل ابزاري براي ايشان چنين تعريف مي شود:

 

instrumental rationality is defined in terms of expected utility maximization."" (1)

 

از ديگر سو، يوتيليتاريانيسم (اصالت سود) و اپيکوريسم (اصالت لذت) موجبات جلب رضايت فروشنده و مشتري را توأمان، فراهم مي کنند و "غفلت"، مفتاح المفاتيح همه مشکلات اين انسان بوزينه زاده است(!)

مصرف کنندگان به مصرف بيش از پيش توصيه مي شوند تا توليد ماکزيمم کارخانجات بزرگ و شرکتهاي چند مليتي را تضمين کنند و محصولات نه بر اساس "نياز معقول"، که با تکيه بر اشتهاي بي مقدار بشر،  به بازار مي آيند و "ولايت مطلقه پول و سرمايه" (کاپيتاليسم)، را شکل مي دهند.

اينجا ديگر کسي نيست که از کرامت انسان و حقوق بشر سخن براند. چرا که بشر به روايت برادر عزيزمان! داروين، بوزينه زاده ايست که به لطف قرعه خوش، از موهبت "عقل" آنهم فقط "عقل ابزاري"، برخوردار شده است.

نيازهاي بشر جز در چهارچوب غرائز حيوانوار تعريف نمي شوند و دين و عرفان، کنج پستوي خانه هاست و بقول برادر مارکس!، تنها جهت تخدير اذهان عوام الناس کاربرد دارد.

از طرفي...

اينجا دنياي "بايد"ها هم نيست و فقط "هست" ها حکم مي رانند.

در انظار مردمش، سود پرستان و لذت طلبان، خوشبخت ترينها جلوه مي کنند و تا چنين است، چرا فضيلت و اخلاق و علم و تکنولوژي و فلسفه و منطق و ادبيات و هنر و موسيقي به نفع قدرتمندان مصادره نشده و در اسفل مراتبشان بکارگيري نشوند!؟

نيز، اگر به گفته جناب پلوراليست مدعي، امروز فلاسفه و پروفسورها، بحق بر مسند پيامبران نشسته اند و به هدايت (!) مردمان مشغولند، پس هيچ عجب نيست که دست و پا زدنهاي قريب به اتفاق مردم را در چاه ويل "حيوانيت" مشاهده کنيم.

"الناس علي دين ملوکهم"، و اميران امروز عوام الناس در دنياي مدرن، بازيگران سينما و تلويزيون و خوانندگان و فوتباليستها هستند و کار اينگونه کتابخوانان تهي مغز، که اسم خود را فيلسوف گذاشته اند، تبيين همين "واقعيتهاي"(!) موجود است، به نفع لذت و پول و غفلت و سود!

 

"انسان مدرن"، با تکنولوژي "انسان تر مي شود" و آن سير خطي – تاريخي تکامل بشر، که خيلي محترمانه، انبياء الهي را، فرستادگان خدا براي تبشير و انذار مردم ِمتوسطِ عصر ِجاهليت، در حجاز و مصر و فلسطين و ... معرفي مي کند، و امروز را عصري نو براي شکوفايي ِ عقل ِ کامل ِ انسان ِ بي نياز از تعاليم الهي مي داند،  معنايي جز اين ندارد.

 

براستي انسانهاي مدرن چه کساني هستند!؟

- آنهايي که با خواندن امثال اين جفنگيات ِ بروشورهاي تبليغاتي مرسدس بنز، انتخابي مي کنند با احساس تمام، که منطق هم آنرا تاييد ميکند، به هدف فراموش نشدني خود مي رسند!؟

- يا آنهايي هم که با بلغور کردن فلسفه و عرفان، ميزان فروش خود را بالا مي برند!؟

- يا بقيه اي هم که دستشان به اين خوان پر نعمت نمي رسد، لکن در آروزي رسيدن به آن "لذت مطلق"(2)، با تمام قدرت دست و پا مي زنند!؟

اينها هر سه مدرن اند و هيچ کدامشان هدفي جز اين ندارند: لذت از زندگي...

...

آن "غفلت"ي که قبلا عرض کرده بودم، ملازم و ذاتي "مدرنيته" است، همين است.

انسان غربي، (از همان نوعي که مرحوم جلال، در "غربزدگي"اش مي گويد، يعني هر کسي که آرزوي زندگي آنچناني هم داشته باشد، غربي است)،  با تکنولوژي انسان تر است و تا چنين است، مصداق "اولئک کالانعام بل هم اضل" است.

لذت مطلق رانندگي و منطق و احساس مويد آنرا هم جز اين حيوانات انسان نما نمي توانند درک کنند.

براستي...

در اين آنارشيسم معرفتي و اخلاقي، کدام منطق است در مغرب زمین، که بتواند در برابر اين همه امور ابژکتيو، در روزگار نسبيت اخلاق و پلوراليسم(تکثر گرايي) و اسکپتيسيزم (شک گرايي) و رلاتيويسم (نسبيت گرايي)، بايستد!؟ هيچ...

... و اينچنين است که هر روز، تراژدي "مسخ شدن انسان مدرن" غم بارتر مي شود.

 

...

ان شاء الله همين روزها، مطلبي با عنوان "سنت و مدرنيته" و مرزهاي اعتقادي ما بعنوان يک مسلمان، خواهم نگاشت که گمان کنم به اين مبحث هم بسي نزديک است.

 

......................................................

پي نگاشت:

1-     http://www.bbsonline.org/documents/a/00/00/22/70/index.html  

2- اگر مي خواهيد بدانيد لذت مطلق چيست، بيلبورد تبليغاتي شرکت "بي ام و" را واقع در خيابان آفريقا، زير پل ميرداماد، ملاحظه بفرماييد!

3- به خاطر تذکر برخي دوستان، معاني کلي برخي کلمات را کنارشان گذاشتم. بديهي است براي دريافت بيشتر، مطالعه تاريخچه پيدايش اين مکاتب در غرب، هر چند کوتاه و مختصر، لازم بنظر مي رسد.

 

+  نوشته شده در روز  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385      |