تبليغاتX
دیار شهود

Image and video hosting by TinyPic

  شهد «شهود» را جز آنان که با « منطق جنون » می زیند، نمی چشند و هر که اذن دخول به حریم این حرم خواند، لاجرم، قدم در « وادی طوی» خواهد نهاد و امر « فاخلع نعلیک » میشنود، یاران! مهیا باشید که زین پس تا « او » راهی نیست...

 

 

 

اینروزها که در اطراف و اکناف، جراید و روزنامه ها و سایتها و دیگر رسانه های مملکت فخیمه، از زنده بودن چهار دیپلمات ربوده شده بدست فالانژها در لبنان سخن می گویند، حقیقتا دلم می لرزد.

اصلا نام "حاج احمد متوسلیان" را که می شنوم، پاکی و صداقت انقلاب در نظرم جلوه می نماید و این راز، برخاسته از گوهر یکتای وجود آن سرباز حقیقی حضرت روح الله است، که قلبها را تسخیر می کند.

هرگز فراموش نمی کنم که هر بار از خاطرات جبهه و کیفیت فرماندهی در جنگ از یکی از دوستان پدرم که یک زرمنده و پاسدار مخلص و دوست داشتنی و همچنین از یاران سابق حاج احمد بود، می پرسیدم، چند دقیقه باید منتظر می ماندم تا هوای بارانی دلش به سکون میل کند و آثار آن را از زیبا چهره اش پاک کند و سپس بگوید:

"در لشکر 27، حاج همت فرمانده شجاع و انسان بزرگی بود ولی حاج احمد یک چیز دیگری بود، امیدوارم روزی برگردد"

... و من با خود می گفتم که بنده خدا، حساب اینرا نکرده که اگر حاج احمد برگردد چه می شود!

...

از آنروزهای عاشقانه ابتدای انقلاب و جنگ، چندین سال می گذرد و اقتضائات اینروزهای حکومت عقل، ذهن حقیر را درگیر خویش کرده که یک عاشق، آیا می تواند در میان عاقلان بسلامت زیست کند!؟

براستی اگر حاج احمد برگردد چه می شود!؟ اگر حاج احمد برگردد و خدای ناکرده! همان حاج احمد سال 60 باشد، چگونه با جامعه امروز ما کنار می آید!؟

آیا او از زمره همان اصحاب کهف است که هر چند حدود 25-26 سال بیش از موطن خویش دور نبوده، لکن به برکت عصر مدرنیته، تغییرات بمراتب وحشتناک تری را نظاره خواهد کرد!؟

تصورش را بکنید، وقتی "او" بیاید و بخواهد با دوستان و اعوان و انصار سابقش مواجهه ای داشته باشد. مثلا اینهمه دکتر و سردار و سرلشکر و امیر و دریابان را با کرور کرور ستاره های کهکشانی بر دوش و عناوین و القاب و مناصب و دم و دستگاه عریض و طویل نظاره کند، و یا بخواهد گپی بزند با تسخیر کنندگان لانه جاسوسی شیطان بزرگ و یا بخواهد سری در آورد از سرّ قائم مقام رهبری سابق و یا نماینده حضرت امام در سپاه و یا همین حاج محسن خان رضایی و بازتاب و خدمتگزاران مستقل و یا بخواهد با رضا خان حزب اللهی، سلام دکتر، حاج آقای سردار قالیباف دیداری داشته باشد!، واقعا چه می شود!؟

...

نمی دانم! و دست کم تنها می توانم در ذهن خویش، بر اندام آرزوهای دور، لباس امید بپوشانم و منتظر تقدیری باشم که بر پیشانی آن عزیز دوست داشتنی رقم خورده است.

اصلا تصور این هم برای حقیر دردناک است.

پس، بگذارید دعا کنیم که فالانژ ها و اسرائیلی ها!، آنقدر اهل مدارا و تساهل و تسامح و رفتار حسنه باشند که برای جلوگیری از بروز اینچنین مشکلات حاد در بازگشت ایشان، حاج احمد عزیز را به شهادت رسانده باشند و تمام اخبار مربوط به زنده بودن ایشان، کذب محض باشد.

امیدوارم...

.

.

.

پی نگاشت: ..................................................................

از همه دوستانی که ذیل مطالب قبلی، پیام گذاشتند و مطلب نوشتند و حقیر نتوانستم پاسخ دهم خاضعانه پوزش می طلبم.

 

 

+  نوشته شده در روز  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386      |